هنرمند باید از زمانه، مردم و ضرورت ها بگوید / گفتگو با "یعقوب شجاعی" نقاش هورامی
" همانند بیشتر هنرمندان کُرد معتقدم اگر هنر و انسانیت آینه یکدیگر نباشند هر دو خواهند مرد و باید هنرمند از زمانه و مردم و آئین ها و طبیعت و ضرورت ها بگوید."
خبرگزاری بین المللی کردپرس _ سرویس
فرهنگ و هنر: یعقوب شجاعی
متولد 1338در پاوه،
از کودکی به نقاشی علاقمند بوده و تا به امروز این هنر
را ادامه داده است . وی دارای مدرک لیسانس نقاشی و هم اکنون بازنشسته آموزش
و پرورش می باشد . سه نمایشگاه در شهرهای پاوه ، کرمانشاه و مشهد دایر نموده و قصد
دارد در آینده نقاشی هایش را در هولیر و سلیمانیه نیز به نمایش بگذارد . سبک نقاشی
اش آبستره با نگاهی به طبیعت ، آئین ها و مردم منطقه هورامان است و "یادمان
حلبچه" یکی از آثارش را سال گذشته در مراسم سالروز بمباران شیمیایی حلبچه به
موزه این شهر اهدا نمود . آنچه در زیر آمده گفتگویی است با این نقاش در مورد آثار
و فعالیت هایش .
نقاشی
را چگونه تعریف می کنید و اصلا نقاشی یعنی چه؟
نقاشی یعنی بیان تصویری احساسات هنرمند، به بیان دیگر، نقاش به واسطه نقاشی،
احساسات خود را بیان می کند، امّا هیچ تعریفی در برگیرنده همه نقاشی نیست چون بیان
و احساسات مقوله های تعریف شده ای نیستند.
این موضوع تنها به هنر و زیبایی محدود نمیشود بلکه بسیاری از معانی بسیط و
مجرد مانند وجود، حکمت، علم، عرفان، ادب، محبت، عدالت را نیز در بر میگیرد از این
امور نمیتوان تعریف حقیقی ارائه نمود زیرا این تعاریف در محدوده و قالب علوم
میگنجد و امور شهودی و ذوقی را شامل نمیشود به همین علت است که ذات هنر در دنیای
امروز، هنوز به عنوان پدیدهای اسرارآمیز در ابهام باقی مانده و تعریف جامع و
گویایی از آن ارائه نشده است. گویی هنر چونان قلهای دست نیافتنی است که انسان هرچه
برای سلوک به آن تلاش به عمل میآورد، کمتر به کشف و شهود آن دسترسی پیدا می کند .
رسالت و مسئولیت یک نقاش چیست؟
هنر مانند یک جاده یک طرفه است وقتی وارد آن شدید دیگر نمی توانید برگردید ولی هر هنرمندی مقداری از این راه می پیماید و بستگی به تلاش و پشتکار و توانایی خویش طریق راه می کند . هنرمند و نقاش واقعی باید آئینه جامعه خود و بازگو کننده دردها و آلام مردم باشد .
نقاشی را از چه زمانی شروع کردید و چطور شد به این هنر علاقمند شدید؟
از دوران ابتدایی به نقاشی علاقمند بودم . با ورود به دوره راهنمایی و مستقل شدن درس هنر و داشتن دبیر مجربی به نام آقای جباری که اهل آذربایجان غربی بودند علاقه من به این هنر بیشتر شد و درس های زیادی از ایشان یاد گرفتم . در سال 1352 در بین دانشآموزان مقطع راهنمایی استان کرمانشاه رتبه اول نقاشی را کسب کردم و تابستان همان سال همراه منتخبین سایر رشته های هنری استان در مسابقات کشوری در اردوی سراسری رامسر نیز شرکت نمودم که این مسابقات نقش بسزایی در پیشرفت و علاقمندی من داشت .
از اساتید و مشوق هایتان بگوئید؟
اولین معلم من همان آقای جباری بودند
که سال اول و دوم راهنمایی دبیر هنر ما بود، در مقطع دبیرستان معلمی برای
هنر نداشتم ولی بعد از ورود به دانشسرای مقدماتی سال 1357 با استاد"
صابر معلم " فرهیخته و هنرمند نقاش که دبیر هنر در دانشسرا بودند آشنا شدم در
همان زمان علاوه بر آموزش نقاشی به خوشنویسی هم علاقمند شدم چون ایشان خوشنویس
برجسته استان کردستان بود که بعد ها رئیس انجمن خوشنویسان استان
کردستان از سال 1364 تا 1375شدند .
بعد از اتمام تحصیل در سال 1360به عنوان معلم ابتدایی چهار سال در مدارس باینگان و
ثلاث باباجانی مشغول تدریس بوده و در سال 1364 در دومین کنکور بعد از انقلاب در
رشته نقاشی دانشگاه هنر اصفهان پذیرفته شده و در طی چهار سال حضورم در این دانشگاه
در کنار اساتیدی مانند مرحوم استاد دکتر جواد حمیدی ، استاد محمد جعفر ابراهیمی و
استد ذابحی در نقاشی ، مرحوم حبیب اله فضائلی در خوشنویسی و مرحوم جعفر روحبخش
در چاپ دستی بهره گرفتم .
آیا تا به حال نمایشگاه برپا کرده اید ؟
بله – تاکنون توانسته ام سه نمایشگاه در شهر های مختلف برگزار نمایم که مورد
استقال خوبی قرار گرفت. نمایشگاه نقاشی گروهی در کرمانشاه ( تکیه معاون
الملک(1379 ، نمایشگاه نقاشی در مشهد 1381و نمایشگاهی در پاوه .
سال گذشته نیز به مناسبت سالگرد بمباران شیمیایی حلبچه یکی از تابلوهای خود را با
نام "یادمان حلبچه" به موزه شهداء این شهر اهداء نمودم که مورد استقبال
خوبی قرار گرفت و تصمیم دارم نقاشی هایم را در شهر های هولیر و سلیمانیه برای
بازدید عموم به نمایش بگذارم .
کلاسهاس آموزشی دایر کرده اید ، آیا هنوز هم آموزش می بینید؟
از سال 1370 در کانون فرهنگی هنری آموزش و پرورش کلاس آموزش نقاشی را راه اندازی
نمودم و دانش آموزان زیادی در این کلاسها آموزش دیده اند که بعضی از آنان، به
داشگاههای هنری راه یافته اند و این کلاسها تا زمان بازنشستگی ادامه داشتند . در
کنار این نیز سه دوره کلاسهای ضمن خدمت هنر برای معلمان برگزار کرده ام و هم
اکنون شاگردانی دارم که بصورت خصوصی با آنان کار می کنم .
به نظر من هر هنرمندی تا پایان عمر نیازمند آموزش و یادگیری است و من هم از این
قاعده مثتثنی نیستم و سعی کرده ام از طریق بازدید از نمایشگاههای نقاشی در شهرهای
دیگر از جمله تهران ، مطالعه منابع هنری و استفاده از دنیای مجازی با اثار و
مطالعات سایر هنرمندان نقاش کشورم و هنرمندان دنیا آشنا شده و معلومات خود را
گسترش دهم .
بیشتر در چه سبکی کار می کنید؟
سبک نقاشی بنده آبستره با نگاهی به طبیعت ، آئین ها و مردم منطقه هورامان است .
سبک نقاشی مدرنیسیم و اوج آن" آبستره محض" در اروپا زاده شد
که نگاه درونی و ساختاری به خود نقاشی دارد و دغدغه اصلی آنان مسائل خاص تکنیکی
مانند :دیدن ، عمق ،سطح گرائی ، فرم ، ترکیب ، رنگ و ... است و کاری به مصائب
انسانی ، اجتماعی ندارند. بعد تفکر هنر برای هنر بوجود آمد و معتقد بودند
عالم بیرونی ) انسان ، تاریخ ، جامعه ، طبیعت ) کار ادبیات است نه هنر . بر
این اساس من ازترکیب تکنیک آبستره و مدرنیسیم (نگاه به درون ( و نگاه
به بیرون برای نشان دادن زمان و طبیعت و دردها و آلام مردم خود استفاده می
کنم و مانند بیشتر هنرمندان کُرد معتقدم اگر هنر و انسانیت آینه
یکدیگر نباشند هر دو خواهند مرد و باید هنرمند از زمانه و مردم و آئین ها و طبیعت
و ضرورت ها بگوید .
از بزرگان نقاشی پاوه نام ببرید؟ وضعیت نقاشی در شهرستان را چطور می بینید ؟ چه پیشنهادی به نقاشان جوان و چه انتظاری از مسئولان دارید ؟
از نقاشان گذشته لازم است از مرحوم محمد بادفر "محمد بیگ"
اهل روستای خانقاه نام برد . وی در زمان شاه از پاوه تبعید می شود ، در تبعید و در
زندان نقاشی را می آموزد، بعد از سرنگونی حکومت رضا شاه از زندان و تبعید آزاد شد
و در بازگشت به زادگاه خود به طور جدی به نقاشی پرداخت و هم اکنون آثار زیادی از
ایشان بجا مانده است که امروز این آثار نزد فرزندش کریم بادفر نگهداری می شوند و
در آینده نزدیک قرار است آثار باقی مانده وی در پاوه به نمایش گذاشته شوند . از
نقاشان معاصر که بعضی از آنان تحصیل کرده دانشکده های هنری هستند می توان از
آقایان معتصم شافعی ، هادی ایراندوست و خانم سندوس کریمی و افرادی مانند شوکت
عباسی که بصورت تجربی کار می کنند نام برد .
متاسفانه با توجه به عدم وجود یک انجمن صنفی، کار ها به صورت متفرقه انجام می شود
و به نظر من نقاشی نتوانسته همراه و پا به پای دیگر هنرها مانند موسیقی ، شعر و
... در شهرستان خود نمایی کند . از مسئولان فرهنگی منطقه انتظار دارم با تاسیس
انجمن هنرهای تجسمی سرو سامانی به فعالیتهای پراکنده این هنرمندان داده و با حمایت
از آنان مشوق این عزیزان باشند و از هنرمندان و علاقمندان به نقاشی هم انتظار می
رود با فعالیت بیشتر و کار مضاعف ، هم استعداد خود را شکوفا نمایند و هم دیگران را
علاقمند به این هنر نمایند .
از نقاشان کُرد چه کسانی را بیشتر می پسندید ؟ وضعیت نقاشی در مناطق کُرد نشین را چطور ارزیابی می کنید ؟
از قدما می توان از" عبداله خان ناهید" نقاش نامی کُرد نام برد، اینک
چهار تابلو از آثار او در کنار تابلوهای کمال الملک در مجلس شورای اسلامی نگهداری
میشود . همچنین آثار آقایان ناهید نیک پی و آقای شیرزاد از نقاشی های مورد پسندم
هستند .
آثار استاد" هادی ضیاء الدینی" را زیاد دوست دارم . وی با برپایی
نمایشگاه هایی توان و قابلیت نقاشی کردستان را تبلور ساخت .
از دیگر نقاشان نیز مهدی ضیاء الدینی، فردین صادق ایوبی، محی الدین خدارحمی
)که با هم در دانشگاه هنر اصفهان نقاشی خوانده ایم ) و عثمان نیک منش، احمد خلیلی
فرد، لاله یزدان جو، ستاره حسینی و فریبا عباسی و... که همگی فارغ التحصیل دانشکده
های هنری هستند نیز می توان اسم برد .
همگی این عزیزان با عشقی پرشور به آب و خاک تمامی آنچه را که در دانشکده های هنری
کشور آموخته بودند به میان مردم کردستان و جوانان مشتاق آوردند. در کل نقاشی
در مناطق کردنشین هم از نظر کیفی و هم کمی وضعیت مناسب و قابل قبولی دارد .
و حرف آخر:
درست است ما به عنوان یک ایرانی و یک کُرد از تاریخ هنری غنی و پربار برخورداریم
اما باید بپذیریم دوره های تاریخی غیر قابل برگشت اند ، گذشتگان ما وظیفه
خود را به نحو احسن انجام داده اند ، اینک وظیفه ماست راه آنان را ادامه دهیم .
متاسفانه در هنر و صنعت و تکنولوژی گذشته غرب آینده ماست و آینده غرب گردباد پست
متافیزیک و شبحی است که می رود جهان را در برگیرد .لذا باید به هوش باشیم و
در بازی های فرمالیستی گرفتار نشویم و از تاریخ بیاموزیم هنر ما برای
انسانیت و انعکاس سرزمین هنر پرورمان باشد .
همه آرزوهای من در نقاشی و هنر است و تا لحظهای که زنده باشم
دوست دارم نقاشی را ادامه دهم.
گفتگو : یاسر خالدی زاد
منبع : خبر گزاری بین المللی کرد پرس