آهای آدم دورو با تو ام
….
فکر می کنم صداقت تنها چیزیه که تو این دوره زمونه خیلی خیلی کم پیدا میشه…
وقتی به آدمای دور و برت محبت خالصانه میکنی و ازشون جز دورویی چیزی
نمی بینی
چیکار از دستت برمیاد؟ منظورم کسانی هست که اسم دوست رو روی خودشون
میزارن اون موقعی که بهت نیاز دارن قربون صدقه ات میرن و فدات می شند ولی هر
زمان که دیدن تو ممکنه که موقعیتشون رو به خطر بندازی پشت سر برات میزنن…
اونایی که تو رو به خاطر کارت دوست دارند نه به خاطر خودت… حالم از این جور
آدما بهم میخوره..
.
آدمایی که الکی میگن تو و شرایطتت برامون مهمه ولی بعد برای این که کار
خودشون کمتر بشه حاضرند تو و شرایطتت فداشون بشین… دلم خیلی گرفته به خاطر
صداقتم به خاطر محبتهای بی دریغم به خاطر دستای مهربونم که واسه اینجور آدما
کار کرده… به خاطر لحظه هایی که سعی کردم باری از رو دوش اینجور آدمها
بردارم…. و به خاطر این که اگه هر کی بهم گفت که این آدم دورو هست باور
نکردم آنقدر ناراحتم که حتی نمیتونم مثل قدیما بنویسم.
..
توی این دنیای مسخره به کی میشه اطمینان کرد؟ کاشکی دلها شیشه ای بودن
اونوقت میشد توشون دورویی ها رو دید اونوقت کسی دیگه نمیتونست هر بلایی
میخواد سر دلت بیاره و بعدم راهشو بکشه و بره… از موقعی که سعی کردم که خوب
باشم و مهربون هر جا دیدم کسی نیاز به حتی لبخند من داره دریغ نکردم… اما
گاهی آدم از این که حتی نگاه مهربونشو حروم یه آدم نفهم کرده پشیمون میشه… منبع :http://www.yasamanramezani.com/?p=681
است که در معصومانه ترین دوران زندگیش به سر می برد
جان،دلم گرفته از این دنیای فانی که آدمها را به بازی گرفته است . دلم گرفته از ریا کاری آدمها
از دروغاشون از عدالتی که ندارند 
ازدواج پرداخته است
ما به ارمغان می آورد.

زودگذر به گوش می رسد،و به
نرمی عاشقان را شیفته خود می کند،مردم دیارمان در تب و تاب فراهم کردن مقدمات ورود
این مهمان جدید و البته پر خرج و پرهزینه هستند. اگر در روزهای اخیر ،که تا آمدن
بهار ،روزهای تقریباًزیادی باقی است، به بازار و محلهای خرید روزانه مردم سر
بزنیم، جدای از ترافیک بسیار خسته کننده و عذاب آور ،این مکانها ،علی رغم بالابودن
قیمتهای اجناس و لوازم مورد نیاز مردم ،بسیار شلوغ و خرید و فروش بسیار پر رونق
است که از این بابت خدا را صد مرتبه شکر. اما چرا این روزها بازار اینچنین گرم و
شلوغ و بساط هزینه ها و خرجهای آنچنانی برپاست؟ مگر اسفند ماه با دیماه و شهریور
ماه و تیرماه چه فرقی دارد؟مگر روزها و ماههای خداوند چه فرقی باهم دارند؟ مگر نه
این است که در تمام ایام سال لطف و کرم و محبت خداوند سراسر زندگیمان را پوشش داده
است ؟پس چرا روزهای پایانی سال ؟و چرا این همه خرج این همه هزینه و این همه
فراموشی خدا؟
عالی رتبه
کشور بر لزوم توجه به امر تولید و ایجاد ساختارهای مناسب جهت خود کفایی در تولید
محصولات غذایی و کشاورزی، متاسفانه باید گفت: در طول سه دهه اخیر وضعیت
می کنند و
کرده های دیگران را زیر ذربین عیب جویی









