زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی
یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک
مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست
در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن
خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست (سهراب سپهری)
زمستان هم با تمام خود خواهی هایش
رفت . زمستانی که هرگز رفتنش را باور نداشت ولی در زیر لایه لایه های برف این جوانه های سبز بودند که برف سرد را کنار
زدند و رشد کردند و خبر از بهاری زیبا با شکوفهای گیلاس دادند و چنین است زندگی ، گذشتن از زمان اجباری
است که ما آن را جشن می گیریم ما یکسال دیگر از زندگی را با تمام رنگهایش سبز،زرد ،
نارنجی و سفید پشت سر گذاشتیم و دوباره به رویش و تولدی دیگر رسیدیم و این مدور
بودن ادامه پیدا می کند تا به قیامت .
آری تا به قیامت که ما مسلمانان به
آن معتقدیم اما براستی توشه ای برای این
هدف با خود داریم . براستی بهار و نوروز اهرمی بسیار قوی است برای اندیشیدن به یکسال گذشته است و این فکر کردن به
یکسال گذشتن را شاید توانست ستونی برای
آینده کرد و تغییرو تحولی نو در خود به وجود آورد .
بهار با تمام زیبایی هایش تولدی است
نو برای بیشتر فهمیدن زندگی ، و فهمیدن و درک کردن دیگران و شاید دریچه ای باشد
برای هدایت به سوی معبود و خالق این همه زیبایی است.
گل، هویت بهار است. و بهار آیینه ی قیامت. در این آیینه خود را تماشا
کنیم
