آشنایی با دزآور قدیمی ترین روستای اورامان لهون
اورامانات: دزآوریکی از قدیمی ترین و سرسبزترین روستاهای اورامان لهون است که دارای کوههای سربه فلک کشیده وتفرجگاههای بسیار زیبا و مشهوری است که محل گشت و گذار بسیاری از مردم و گردشگران است.

به گزارش خبرنگار اورامانات، بعد از دوره ی غار نشینی،زمانی که مردم از کوهها به دشتها پناه برده و کار کشاورزی و دامپروری آغاز شد ،منطقه اجتماعات مردمی پراکنده ای در اطراف( شهرزوور)داشت تا زمان ساخت شهر با عظمت (آتلیلا) یا(ئاته ویلا) در کنار ه های شهرزوور.مردم در فصول سرد سال و هنگام کار کشاورزی ،در شهر می ماندند ودر فصل گرم سال به علت گرمای طاقت فرسا به ییلاقها (اورامان چیا) پناه می بردند و کار دامپروری را ادامه می دادند.کم کم این ییلاقها آباد شد وخود به روستا یا شهرک هایی تبدیل گشت.

بیشتر روستاهای امروزی اطراف شهرزوور و اورامان مانند(بیاری-ته ویلی-زاوه ر-که یمنه –هانه گه رمله-بی درواز-شوشمی-نوسود و...)بازمانده ی ییلاق های آن شهر باستانی هستند.مکان این شهرباستانی امروزه در اطراف شهرزوور در روستاهای (نه وی-بانی شار –احمد آباد-شانه ده ری)تا حدودی به یادگار مانده است .

در مکان فعلی زاوه ر و ته ویلی عراق ییلاقی بزرگ و پر جمعیت به نام(ته رتیبا)به وجود آمد که بعد ها روستاهای فعلی زاوه ر و ته ویلی از آن جدا شدند ،این اولین اجتماع جمعیتی است که این منطقه داشته است.

از این تاریخ به بعد تا ورود اسلام به منطقه بارها این روستا ها دست خوش تغییر و تحول شده اند.این که آیا در آن برهه ی زمانی اسم آن ترتیبا بوده و بعدها چگونه به زاوه ر یا دزآور تبدیل شده است چیزی در دست نیست.اما آنچه که برای ما مهم است این است که روستای دزاوه ر یکی از قدیمی ترین ییلاقهای شهر (ئا ته ویلا)بوده است .

به گفته ی مردم روستا این مکان محل بزرگان قوم آن شهر بوده و مکان فعلی(سه ر که ردیه )در روستا به مفهوم محل بزرگان آن است .کتاب (سه ر بوردیکی هه ورامان و سه ردانیکی ته ویلی)می گوید :تا سالها پیش آثار باستانی آن ییلاقها در میان باغ ها و خانه های روستای ته ویلی پیدا شده است که همگی شاهد صحت گفتار ماست.

بعد از از بین رفتن شهر بزرگ آتلیلا که دیا کونوف علت آن را جنگ و در گیری با آشوری ها می داند.بیشتر مردم آن به ییلاق ها پناه بردند تا جایی که رونق زیادی گرفتند و بعضی از آنها به شهرک هایی تبدیل شدند مانند (بارا-بیری-داغاردا-هاشمار-هارهار-ترتیبا-ئاته ویلا و...)که استاد زکی بگ عده ای از آنها را نام برده است .این ییلاقها قبل از اسلام به وسیله ی نوعی حکومت داخلی به نام (مه ری)اداره می شد و همگی تابع دین زردشت بوده و از کتاب مقدس اوستا تبعیت می کردند.ییلاق مه ری امروزه در زاوه ر یادگار آن حکومت است.

دزآورکجاست؟

دزآوریکی از قدیمی ترین وزیباترینوسرسبزترین روستاهای اورامان لهون است که از شمال با کوههای( اورامان تخت) و ازجنوب با روستای (تویله )عراق و (شهرنوسود)و از غرب با (کیمنه وهانی گرمله )واز شرقباشهر( نودشه)هم مرز است .اقلیم منطقه ی دزآور معتدل و گرمترین فصل سال آن بیشتراز ده درجه و سرد ترین ماه سال،تا بیست درجه زیر صفر می رسد.در بعضی از جاهایاین منطقه دیده شده است که ارتفاع برف آن در زمستان به چهار الی پنج متر می رسد وحدود هشت ماه در سال قسمتی ازکوههای آن پوشیده از برف هستند.

دزآور دارای کوههای سربه فلک کشیده وتفرجگاههای بسیار زیباومشهوری است که محل گشت و گذار بسیاری از مردم استانهای هم جوار خود است.دریاچه ی کوچک(دالانی) با چشمه های جوشان آن در زیرکوه(مای پیر) و کوههای (بزازه را) و(کویله) و (تخت) و (که له به رو دالا) و باغهایزیبای (دولاناو- مه ره- هامنه هو-بن و وه زه نی و...)همگی بحث ازدیاری سرسبزو خرممی کنندکه هر بیننده ای را به شکرانه ی نعمت خدادادی به سجده می اندازد.

ملا بهاالدین دزآوری
ملا بها الدین فرزند محمد از طایفه ی مشهور (عبدالله هیمنه)در سال 1295هجری تولدیافت. بعد از تمییز قرآن را خوانده و کتابهای متداوله را تمام نموده است.سپس وارد مدرسه ی علوم دینیه شده است.در سال 1314به سوی مکریان سفر کرده و به نزد دانشمند بزرگوار حاج ملا عبدالله ولزی که در علوم عقلیه دست بالایی داشت و در ریاضیات شهره ی عام و خاص بود رفت و بیشترعلوم رااز نزد ایشان یاد گرفت.

در سال1316به وطن خود بازگشت و در مدرسه آداب طریقت را نیز یاد گرفت .بعد از فوت شیخ عمر در سال1318و جانشینی شیخ نجم الدین فرزندش ملا بهاالدین بدو تمسک نمود .در نهایت نزد مولاناعبدالقادر اجازه علمی گرفت.

در این زمان با دوستانی چون (ملا عزیز –ملا عبدالله مریوانی کانی سانانی -ملا محمود کانی میرانی- ملا مصطفی خرمالی)و چند نفر دیگر خلیفه طریقت نقشبندیه آشنا شدند، در سال1330با یکی از خویشاوندان خویش ازدواج کرد چهار فرزند نتیجه ی این ازدواج بود سه پسربه نامهای احمد،محمد،عزیز و یک دختر دیگر.

بعد از مرگ شیخ نجم الدین و جا نشینی برادرش شیخ علاالدین در سال 1337هجری در بیاره به طور کلی ملا بهاالدین امام خانقاه و معلم آداب طریقت مریدان بیاره شد. در سال 1367هجری از شیخ علاالدین اجازه گرفت که در بالاتر از قبر مشایخ مقبره ای برای خود درست کند .شیخ اجازه داد .وهر روز می رفت و بر آن قرآن می خواند.بالاخره در تابستان هجری ماه شعبان مریضی سختی گرفت که بر اثر این بیماری وفات یافت، فرزند بزرگش احمد و دخترش در روزهای تحصیلشان فوت کردند و ازدو فرزند مانده(محمد و عزیز) خانواده هایی بجا مانده است.

 

آشنایی با برخی از مکان های مهم این منطقه:

هامنه هو: (هامن+ هو) به مفهوم ییلاق تابستانی است.هو به مفهوم خانه ی ییلاقی است.
مال مین:نام چشمه ای درکنارآرامگاه شیخ شهاب الدین ،استادپیرشالیاروجدبزرگ آیت الله مردوخ کردستانی درروستای دزآوردر اورامان لهون می باشد،که درچهارفصل سال آب ازآن جاری می شودوبا استناد به نقل وقول بزرگان وریش سفیدان روستاهیچ گاه چشمه خشک نشده وهرچندکم شده لیکن همیشه جاری بوده است. وبعضی براین عقیده اند که این کلمه ترکیبی از( ما+لمین) تلی از ماسه بوده است . ولی از ریشه آن بیشتر مورد اول درست به نظر می رسد .
گویند محل تدریس استادشیخ شهاب الدین بوده که نقش استاد ومعلمی درواژه عربی واسلامی معلم بیشترمشخص می باشد .

مه ره: مکان تشکیل شوراهای (ژیرلا مه ری)بوده است که نویسنده ومحقق جناب آقای احمدنظیری درباره ی شیوه ی حکومت(مه ری ) در قبل از اسلام بسیار نوشته است.
گویچ: بر عکس گفته ی بعضی که به (گوییژ)سورانی به مفهوم درخت زالزالک تعمیم نموده اند.این واژه ریشه ی اوستایی داردبه مفهوم منطقه ی کشاورزی تقسیم شده بین طایفه هاست.
لارزه ره: در واژه های اوستایی و در کتابت پهلوی( زره) به مفهوم امروزی (زهوره) به معنی چشم های متعدد تعبیر شده است.
بزازه را: محل زیستگاه و عبور و مرور بز وحشی است.
گمالی: در سورانی (گومی ئاوی چکوله) به مفهوم حوضی طبیعی وکوچک آب است.
مله ندو : الف) ملی دو به مفهوم گردنه ای که همیشه با مه و دودپوشیده شده باشد ب)مله ی+دو،به مفهوم( گردنه ی دو ).به گفته ی امیر امینی دو فرمانده ی رومی بوده که مسئول چاپارخانه ای روی این گردنه بوده اند . ج)مله ی هندو ،به مفهوم گردنه ای که هندو ها در آن مکان مشغول کار بوده اند.
هاره بری: (هاره)واژه ای اوستایی است به مفهوم سنگ سخت و(بری)یعنی برنده و تیز .این مکان سنگلاخی است با سنگهای سخت و برنده.
شه مشی: الف) از شمشا یا شمشو گرفته شده است که در فرهنگ اوستا به مکانی که اولین بارخورشید بدانجا تابیده است اطلاق می شود(این زمان برای زردشتیان مقدس بوده است) ب)شه مشی : یکی از خدایان کاسی هاست که معمولا در بلند ترین نقطه ی کوه واقع می شد.
کویله: به مفهوم کوه کوچک است( کو+ ویله)
لاکامنا:  لا+ کامنا یا (که یمنه) کی یا کیه یا کامن همگی به مفهوم جویهای آب است که در زیرزمین جوشیده باشند یا روستای (که یمنه) به مفهوم منطقه ی جویبارهاست.
دالانی: به مفهوم محل تجمع دال ها(عقاب ها) است.

 

 شناخت مفهوم واژه " زاوه ر"

 دز +آو ر : در قاموس ها برای کلمه ی (دز) دو معنی آورده اند،یکی به مفهوم شکاف ورخنه و دومی به مفهوم قلعه است.با وجود قلعه هایی طبیعی بر روی کوههای اطراف روستا و قلعه های دست ساز مشهور روستا مثل (قه لاوری یا قه لا گاورا)و (قه لا وه رو بیرا)می توان گفت اسم روستا به همین مناسبت دزاوه ر شده است که به مفهوم محل قلعه هاست .

- اگربه مفهوم شکاف و رخنه میان کوه باشد می توان گفت اسم دزاوه ر به علت موقعیت جغرافیایی آن بی مسما نیست.در اورامان امروزه ما نامهایی چون (دزلی و دزه وند) وهمینطور طایفه ای به نام (دزه یی ها) را داریم که همگی به نوعی موقعیت جغرافیایی منطقآنها شبیه به (دزاو ر) بوده است.

- آنچه امروز مردم روستا بدان تلفظ می کنند کلمه (دزآو ر) با فتح واو است.تا حدی می توان گفت تحولی درنام آن صورت گرفته است.در فرهنگ اوستایی(زاو یا زاوار)که امروزه(زاهاو)یا در زبان اورامی امروزی(زهوره) شده است به مفهوم منطقه ایست که منابع آب فراوان زیر زمینی به صورت چشمه های جوشان بیرون آمده باشند.

- (زاور) با این مفهوم نیزمی تواند درست باشد.اما آنچه امروزه مردم روستا درباره ی مفهوم واژه می گویند نمی تواند واقعیت داشته باشد،مثلا اینکه (دزآو ر)به مفهوم برگرداننده ی دزد بوده که روایتی خرافی نقل می کنند، یا اصل واژه راعوض نموده و می گویند (دزآو ر)به مفهوم قلعه است همگی بدون سند و مدرک است.به عقیده ی برخی ریش سفیدان این روستا همانطوری که فرهنگ لغات می گوید این واژه در اصل ریشه ای دیرینه داردو می توان گفت که هم کلمه ی (دزآو ر)وهم(زآور)ریشه ایی اوستایی دارند و مفهوم آنها مجموعاّ به منطقه ای سر سبز و خرم گفته می شود که در میان چند کوه واقع شده باشد  ..

دزاوه ر بعد از اسلام

استاد (روژ به یانی)در کتاب(کوردستان به ر له فتوحاتی ئیسلام) با دلایل قانع کننده ثابت نموده ایت که مردم دیار اورامان به اختیار خود به ندای مسلمانان لبیک گفته و مسلمان شده اند و جنگ و خونریزی آن دوره مربوط به سپاهیان یزد گرد سوم بوده است.
مردم این دیار هیچ خصومتی با دین رهایی بخش اسلام نداشته اند.این منطقه به دستور خالد بن ولید به همراه انس بن مالک قعقاع ابن عمرو تمیمی و عبدالله ابن عمر و ضرار فتح شده است و از آن پس رسماٌ مردم اورامان مسلمان شده هر چند هنوز آثاری از دین زرتشت در گوشه و کنار آن مانده بود.

دزاوه ر مانند سایر اورامان بعد از اسلام به علت رونق گرفتن مکانهایی دیگر و گسترش شهر نشینی از رونق افتاد و در سکوت تاریخی مطلقی فرو رفت و در هیچ جا نامی از آن با قی نماند.با شروع حکومت سلاطین اورامان از طرفی و حاکمان اقوام دیگر چون اردلانها و بابانها یاری دیگر تاریخ اورامان تا حدودی روشن گشت.

هر چند در تاریخ اخباری مبنی بر تسلط اقوامی دیگر براین دیار به ما رسیده است که موجودیت این روستا ها را بعد از اسلام تا قرن های بعدی مشخص میکند، مانند:
1.در جریان دعوت عباسی ها و انقلاب ابو مسلم خراسانی، قحطبه ی ابو العون با پدرش به شهرزوور و روستا های اورامان حمله برد.در سال 131 هجری بهمراه سردار خلیفه مروان(عثمان بن سفیان) این منطقه را به ضمیمه قلمرو خود در آورد.
2.در سال 334 هجری مردم اورامان برعلیه حکومت وقت شورش کردند.معزالدوله صاحب سبکتگین را به سرکوب آنها فرستاد و تمام منطقه را گرفت و بزرگان آنها را آواره کرد.
3. حمله ی مغولان درسال 655 هجری به این دیار در قرن 4 هجری با شروع حکمرانی سلاطین اورامان توسط بهمن،رسما حکومت دیار اورامان به صورت خاص اداره می شد.قرنها بعد نیز همزمان با سلاطین اورامان،حکمرانان اردلان نیز وارد صحنه شده و با حکومت قباد اردلان در سال 606 هجری این حاکمان نیز به نوعی در حکومت براورامان شریک شدند.

حمله ی جمشید سلطان در بلخ و هم پیمانی او با مردم روستاهای لهون چون زاوه ر بر علیه برادرش( عیسی سلطان)که از زاوه ر در مسیر گردنه ی (سه لوه کاوه )بر آن یورش بردند و عیسی سلطان را شکست داد. این واقعه در سال 1128 هجری اتفاق افتاد.بعد از از بین رفتن رضا سلطان در سال 1197 هجری قریه ی زاوه ر به محمد یوسف سلطان واگذار شد.

سلطان ویردی بیگ با او همدست شد.هر دوکه بیم عظیمی از محمد طاهر سلطان داشتند به نزد ابراهیم پاشای بابان رفتند و با او همدست شدند.آنها حکومت اورامان را به شراکت بردند.کاغذی از ابراهیم پاشا جهت حکومت بر اورامان لهون پیش خان احمد خان والی آوردند.

در سال 1999 خلعت رقم حکومت اورامان به یوسف سلطان داده شد.قریه ی زاوه ر به حسن بیگ پسر پیری بیگ واگذار شد.محمد طاهر که ساکن (گلعنبر) بود فتح علی بیگ پسرش را به همراه لشکر کرمانج بر سر حسن بیگ در قریه ی زاوه ر فرستاد.او روستا را به تمامی غارت کرد و سوزانید و مردم روستا را آواره کرد.

بعدها مردم به موطن خود برگشتند.محمد طاهر نیز هانه گه رمله را گرفت و مرکز حکومت خود کرد.حوالی سال 1220 در زمان حکومت علی مردان سلطان حاکم لهون،آقا محمد خان قاجار فوت کرد.

منوچهر بیگ از شهر زوور به طویله آمد .از این طرف جمعیت اسکندر سلطان به زاور رسیدند. طرفین به دعوا در آمدند.جنگ اندک اندک تا گردنه ی (سه لوه کاوه) کشیده شد، عاقبت طرف اسکندر سلطان شکست خورد.در این حال محمد سعید سلطان هم سعی بی غایت نمود اما موفق نشد.

عبد الغفار بیگ و پسرانش در این جنگ گرفتار شدند .عده ی زیادی کشته و منوچهر بیگ به ییلاق پیر روستم که خالی از سکنه بود پناه برد.در سال 1236 محمد سلطان به شهررفت.توسط میرزا عبد الکریم خلعت رقم اورامان را گرفت.قریه ی زاوه ر را که تحت حکم حاکمان لهون بود به ضمیمه ی اورامان تخت در آورد.روزی محمد سلطان با جمعی تفنگچی به زاوه ر می آید.شب در محل مجلس خود می گوید آیا کسی از نوکران من باشد امشب خسرو بیگ طویله ای را به قتل برساند.فرهاد نامی طویله ای لبیک گفته تا صبح در کمینش نشست.چون صبح نمایان شد خسرو به عزم نماز به مسجد می رود.فرهاد او را کشته و به زاوه ر بر می گردد و سلطان محمد او را خلعت داده و نوازش می کند.

 در زمان حکومت قادر سلطان پسر محمد علی بیگ،یک سال از حکومت حیدر سلطان می گذشت در نوسود معزول شد.میان هر دو اندکی نا خوشی پیدا گشت.آن هم به علت همسر حیدر سلطان خواهر قادر سلطان بود.حیدر با لشکری بی سامان از نوسود به زاوه ر آمد .قادر سلطان نیز به آنجا رسید.در گردنه ی (نالکمین) دو سپاه به جان هم افتادند.دو لشکر چون به هم در آمیختندچون آب روان خون یک ریختنددر این جنگ قادر سلطان شکست خورد که درسال 1240 هجری بود.

در زمان حکومت قادر سلطان به علت کدورتهای قبلی با محمد سلطان جنگی دیگر در اطراف روستای طویله در گردنه (مله شوپه)در گرفت.لشکر کرمانج نیز به کمک قادر سلطان آمد اما محمد سلطان هر دو را شکست سختی داد تا میانه زاوه ر نیز آنها را تعقیب کرد.قادر سلطان را در میان روستای زاوه ر گرفت و او را لخت کرد و کلاهش را بر سر خود نهاد و کشت.حدود سال 1289 هجری در زمان حکومت محمد سلطان حاکم اورامان لهون به نزد علی اکبر خان شرف الملک رفت .در آنجا به موسی خان برادرش ،قرار داد روستای زاوه ر را داد و زاوه ر را محل حکومت خود قرار داد(گویند موسی خان مردی علم دوست و ادیبی توانا بوده است)در سال 1299 هجری سپاه عثمانی و انگلیسی با هم هم پیمان شدند، به بهانه ی جنگ استقلال طلبانه بر شیخ محمود اورامان یورش بردند.روستای زاوه ر که محل اختفای چند تن از یاران شیخ محمود بود و (خود او در ییلاق های هه زارانی در معیت خان دزلی بسر می برد) مورد حمله ی آنها قرار گرفت .

روستا به تمامی سوزانیده شد.مردم را آواره ی دیارغربت کردند.زمستان همان سال بود که مردم زاوه ر به موطن خود باز گشته و دوباره روستا را آباد کردند.تا قبل از جنگ ایران و عراق هنوز آثار آن سوختگی در بعضی از منازل زاوه ر مانده بود.در سال های بعد تعدادی از بیگ زاده ها به صورت حکومت ملوک الطوایفی بر زاوه ر حکومت کرده اند.مانند قادر بیگ پسر جعفر سلطان که سه زن داشته است.
1.طوبی خانم دختر یکی از مشایخ عبا بیلی     2. فه رخی خاتون     3.شاناز خاتون
از این سه زن سه دختر به نامهای (مدینه- نافعه- زکیه) دارد که هنوز زنده اند و در نوسود زندگی می کنند.
قادر بیگ حاکم طویله بود .به علت اختلافی که با مشایخ طویله و بیاری داشت و منجر به کشته شدن سان احمد گردید ،مجبور به ترک عراق شد و در زاوه ر سکنی گزید.باغداری را آغاز نمود .باغهای (دوله تا)امروزه در زاوه ر که املاک آنها بود به تملک یار احمد قربانی که زیر دست آنها بود در آمده است.
کریم بیگ و پسرش توفیق بیگ نیز چند سالی بر زاوه ر حکومت کرده است.چهار پسر داشت
1.محمد بیگ که همسرش (خاتون طلیعه) بود2-.طاهر بیگ که خانواده ی او الان در نوسود زندگی می کنند3-. علی بیگ که بعد از مرگ برادرش محمد بیگ زن او را به عقد خود در آورد.4-. فریدون بیگ که به دست برادرش طاهر بیگ در زاوه ر در مکانی به اسم (لارزه ره) کشته شد.

 در اواخر حکومت بیگ زاده ها بر زاوه ر ،محمد بیگ پسر کیومرث بیگ چند سالی بر زاوه ر حکومت کرد.بعد از فوت او برای چند ماهی حکومت زآور را به خاتون طلیعه همسر علی بیگ واگذار شد.با آمدن سربازان دولت شاهنشاهی به زاوه ر سلسله ی سلاطین اورامان بر چیده شد.قبر بیشتر این سلاطین در مکانی در پایین روستای زاوه ر به نام (قه برو به گا) واقع شده است.

در زمان حکومت رضا شاه به بعد روستای زاوه ر رونق خاصی گرفت.تا جایی که در سال 1357 آمار خانوار ساکن در آن به حدود 420 خانوار رسید.با شروع جنگ ایران و عراق در سال 1359 اولین شعله های آتش این جنگ خانمان سوز در زاوه ر شروع شد.در اولین پیشروی های عراق ،زاوه ر به تصرف آنها درآمد.مردم به استانهای هم جوار پناه بردند.

نتیجه ی 8 سال جنگ،ویرانی مطلق برای روستا زاوه ر را به دنبال داشت.بالاخره در سال 1360 در 15 تیرماه، لشکر ایران بعد از تسخیر گردنه ی (شمشی) روستا از دست بیگانگان آزاد شد و بعد از گذشت حدود 20 سال از آن تاریخ در سال 1375 بالاخره اجازه ی بازگشت مردم به روستا صادر شد.مردم شروع به آباد کردن روستا نمودند و درنهایت فقر باغهای ویران شده ی خود را آباد نموده و امروزه حدود 100 تا 150 منزل در روستا ساکن هستند.

بزرگان دزآور

شیخ شهاب الدین دزآوری

 

نظر اول

به گفته ی استاد عبد الکریم مدرس ،شیخ شهاب الدین در حدود سالهای535 تا 610هجری به دنیا آمده است.بعد از تمییز جهت ادامه ی درس به بغدا سفر کرده است.در خدمت امام عبد القادر گیلانی(ره) تلمذ نموده است. بعد ازکسب علوم و اجازه ی طریقت به عنوان خلیفه ی امام عبدالقادر به دزآور بر میگردد.با زنی از تبار خود ازدواج نموده و صاحب چند دختر می شود. دختر بزرگ خود را به عقد یک نفر دزاوه ری در می آورد و زنی با تقواو فوق العاده متدین بوده است .

از این زن(محمد-شه مام)به جا مانده است .بعد از فوت ایشان پسر ودخترش هر کدام پیران صاحب نامی می شوند.که امروزه   ( پیرمحمد )و (پیر شه مام )دو مقبره در پایین روستا هستند و خود نیزدر مقبره ای به نام (ادالو پیرا) به معنی مادر پیران مدفون است.دختر دوم شیخ شهاب الدین به عقد شیخ محمد نامی که از اورامان تخت به انجاسفر کرده بود در می آید.

آنها پس از چندین سال صاحب دو فرزند پسر می شوند.یکی از آنها را گوشایشالخیر و دیگری را عبد الغفار نام نهادند.دختر سوم شیخ شهاب الدین به گفته (مه لا مصطفی سه ر گه تی در کتاب نور البصر )به عقد پیر شالیار اورامان در آمده است و این اولین زن او بوده و بعدها شاهباره خاتون را هم عقد کرده و عروسی پیر از آن اوست.شیخ شهاب الدین در سفری به بغداد پیر شالیار را به همراه خودبه خدمت امام عبد القادر گیلانی می برد.امام نیز جمله ی مشهور (اخی مصطفرجل صالح) را در همان زمان به شیخ شهاب الدین گفته بود. بالاخره بعد از حدود 60 سال عمر پر برکت، شیخ حدود سالهای 670 تا680در زاوه ر فوت کرده و مقبره ی او در پایین روستا واقع شده است.

نظر دوم

به گفته ی کتاب (تمدن یارساییان) شیخ شهاب الدین از)حه و ته وانه کان) هفت نفر مبلغ دین سلطان اسحاق یارسایی بوده است که مامور تبلیغ دین و برنامه ی آنها گشته است.با توجه به قرائن و شواهد موجود در روستا ،مورد اول بیشتر مورد قبول است.

مرحوم حکیم حاج ملا صالح طبیب زاده دزاوری 

 

مرحوم حکیم حاج ملا صالح طبیب زاده دزاوری فرزند مرحوم محمد امین دزآوری متولد چهارم دیماه 1274روستای دزآور می باشد .ایشان دوران طلبگی خود را درسلیمانیه ،حلبچه وبیاره عراق به پایان رساندند ودرکنار طلبگی طب سنتی را از اساتید و با تلاش ومطالعه شخصی آموختند. پشتکار، وتوان ایشان بحدی بود که به عنوان حکیم وقت شناخته شدند . ازکتابهای موردعلاقه ومطالعه ایشان میتوان کتاب طب الفقراء –تحفه حکیم –ومخزن الادویه (تحفه المومنین ) - تقویم الابدان و....رانام برد.
پدرِ حاج ملا صالح مرحوم محمد امین بعد ازمدتی کوچ نشینی واقامت در روستای ژیوار ( یکی ازروستاههای توابع اورامان تخت در شهرستان سروآباد) در همانجا به رحمت خداوند رفت و حاج ملا صالح بعد از وفات ایشان به روستای دزآور برگشته ودر نزدیک چشمه مالمین در پایین روستا ی دزآور که به سمت کشور عراق ،آب آن جاری است دودستگاه آسیاب آبی ساخته که کمک شایانی درآن زمان به معیشت وتسهیل در امورات اسیاب کردن گندم کشاورزان منطقه ژاوه رود-  اورامان لهون –وروستاههای نزدیک ودور کشور همسایه عراق  بود .
همچنین توسعه باغها وباغداری هم ازکارهای موردعلاقه ایشان بود ودرکنار باغداری و کار صنعتی وطبابت وشناسایی گیاهان دارویی ،ایشان به امورات شرعی مردم نیز می پرداخت .

ماموستا ملا صالح دارای 4فرزند پسر و4فرزند دختر بودند:
1-عبدالله، که متاسفانه هنوز دورا ن طلبگی خود را به پایان نبرده بود درگذشت.
2-عبدالرحمن ، که ایشان بیشتر ازتجربیات پدر استفاده میکردند چند سال پیش دار فانی را وداع گفتند.
3- صلاح الدین که شغل دبیری را برگزید که اکنون بازنشسته آموزش وپرورش می باشند .
4-ناصح الدین فرزند کوچک که علاقمند به به مطالعه کنابهای پدر بودند بازنشسته آموزش وپرورش هستند .
5-آمنه همسر سید رشید کیمنه ای دخترارشد ، علاقمند به حفظ شعر ها ی کردی وعربی وحافظ قران هم هستند .
6-فهیمه همسر ملا هادی حق شناس علاقمند به مطالعه شعرهای کردی ومطالعه علوم قرانی بودند که ایشان هم چند سال پیش فوت نمودند .
7-حصیبه همسر حاج حسین فتحی که در قید حیات هستند.
8- شمسی همسر آقای اقبال مصطفایی (بانشسته آموزش وپرورش ) که ایشان نیز علاقمند به مطالعه کتب ادبی و دینی می باشند .از فرزندان ونوادگان ایشان تاکنون 10 نفر فرهنگی و تحصیلکرده ومعلم ومهندس و...درحال خدمتگزاری به جامعه واجتماع میباشند . حاج ملا صالح در تاریخ ششم فروردین 1348 براثر سقوط از درخت وشکستن ستون فقرات در روستای دزآور دارفانی را وداع گفت و ودر همان محل بنام باغ( تِربه ) به خاک سپرده شدند . تجربیاتی که به سختی بدست می آیند به آسانی ازبین می روند متاسفانه ما نتوانستیم از تجربیات ایشان استفاده کافی ووافی ببریم.کاش در آن زمان ایشان می توانستند تمامی تجربیا ت خودرابرروی صفحه کاغذ بکشانند تا ازآن امروزه استفاده کنیم

فهرست وتعداد چشمه های دائم وغیر دائم در روستای دزآور

دزآور باداشتن چشمه های زیباصاحبدرخت های پرمیوه است که درکمترمنطقه ای مشاهده می شود آب آبیاری این باغها ازچشمه های متعدد برف وکوه های این منطقه تأمین میشود . درزبان اورامی به چشمه ( هانه ) گفته می شود . این چشمه ها که اکثرا دائمی هستند درتمام فصول سال آب آنها به طورکامل قطع نمی شود وحتی در شرایط کم آبی و خشکسالی جریان آنها هرچند کم ولی ادامه دارد .

در اینجا تعدادی از این چشمه ها را نام می بریم

1- هانه و مارا –2- هانه وهارانه –3. هانه که مه ره دره –4. هانه که مه ر هه نگ –5- هانه و ساوی –6.هانه و( وری) دو حلقه بالا وپایین7.گه مو دالانی –8.گه مه گه وری –9.گه مه گولالی –10.هانه و بازیانه قوله ی –11.هانه و کاوزارا- 12. هانه و لاسو خانمی –13. هانه و وه ژنانی

2- آثار دیدنی و جاذبه های تاریخی وگردشگری دزآو ر

1-آثارتاریخی وبه جامانده (شهرترتیبا)درحدفاصل این روستاوشهرطویله کردستان عراق ازیادگارهای دوران مادها .
2- آرامگاه بزرگ مرد دین اسلام ، شیخ شهاب الدین (741ه.ق-)ازشاگردان بزرگ حضرت غو ث عبدالقادرگیلانی (غوث الاعظم)که جهت تبلیغ اسلام وشریعت پیرومرادخودبه دزآورآمده وبازنی دزآوری ازدواج کرده که حاصل آن 3دختربوده است .ایشان استادوپدرزن سیدمصطفی اورامی مشهوربه (پیرشالیار)وجدآیت الله مردوخ کردستانی می باشند
3- آرامگاه بزرگان واولیاالله ازجمله:پیرمحمد-ادالوپیرا(مادرپیرمحمد وبزرگان دیگر)-وصوفی سیرالی
4-چشمه مالمین درپایین روستا که محل درس وکتابت وارشادمریدان وشاگردان شیخ شهاب الدین بوده است که درجوارآرامگاه شیخ قرارداردوبه گفته مردم دزآورکه سینه به سینه نقل شده است هرچنددربرخی ازسال ها وآن هم ابتدای پاییز آب چشمه کم شده،ولی تاحال این چشمه  کامل خشک نشده ودرچهارفصل سال آب ازآن جاری می شود.

5- (دره ومه ری) -مکانی سرسبز و پر ازباغهای زیبا که محل مشورت بزرگان وخبرگان روستا به نام های( ژیرلا)بوده است که مردم براساس انتخابات سالم افراد(ژیر)یعنی خبره وعاقل راجهت اداره مطلوب روستابرمی گزیدند(گویندشیخ به همراه شاگردان وژیرلا درهمین مکان جهت اداره اموربه شوروتبادل فکری اهتمام داشتند.( جناب آقای احمد نظیری نویسنده بزرگ ، در کتاب تاریخ سلاطین هورامان بیشتر در این باره توضیح داده است )
6 - قلعه هاوآثار تاریخی در(قه لاوگاورا -قه لا وری- -قه لا وه روبیرا)که حکایت از رواج دین زردشت در این منطقه دارد، که درقلعه گاورا(همان گور یاگبر زردشتی)که همان مغ هاوموبدان زردشتی بوده وبه عنوان مبلغان وروحانیون زردشت تعالیم آیینی رابرای پیروانشان بازگوکرده وبرای روشن داشتن آتش قلعه ها وترویج دین به همراه نگهبانان آتش،تلاش می کردند .

کشاورزی و باغداری در دزآور

درنحوه باغداری دزآو ر ،عواملی چون سوابق تاریخی،نوع ذائقه،نوع محصول بازار پسند،زمان نگه داری،وضعیت راههای ارتباطی جاده ای،جهت عرضه ی محصول به بازار فروش،اهمیت نوع محصول به هنگام قحطی در ایجاد نوع باغات در دزآور دخیل بوده اند(گردو- توت-انگوردیم-زردآلو-شفتالو-انار-انجیر-نوع منحصربه فرد گلابی سیفرمی-سیب-آلوچه- به)این روش ترتیب اولویت زاییده ضرورت نیازواهمییت موادغذایی محصولات در مواقع ضروری به عنوان منبع تغذیه ی آنان بوده است.دزاو ر دارای 350هکتار باغات آبی و دیمی است .روش احداث باغات آن با توجه به موقعیت روستا اکثر اراضی دارای شیبی 12تا25درصدی می باشد .بسیار کم زمین هموار و مسطح در روستا وجود دارد .چشمه هاو منابع آب سطحی و زیر زمینی متوسط بوده و امکان توسعه باغات رابا محدودیت مواجه کرده است .اولین اقدام مردم تراس بندی است . در پشت دیوارها، تراس(ته لان ها )خاک ریخته تا زمانی که به اندازه ی کافی مسطح شود.درمواقع کشت اقدام به غرس نهال می کردند اما چون بیشتر خاک آن تحت الارضی وفاقد موادغذایی بوده خاک را معمولا باکود حیوانی تقویت نموده اند .چالهایی برای غرس نهال کنده و از همان جا به نهال ها آب می دادند .مردم از محصولات اصلی و فرعی در تهیه ی غذا و تهیه ی رنگ های مختلف استفاده می نمودند.

 


منبع :وب اورامانات http://www.hawramanat.ir/