بسی جای تا سف دارد جوانی را مشاهده کردم که به صاحب سلمانی بدهکار بود و نکته ای که برای من مهم بود وشاید باعث شد که این مطلب را بنویسم مدل موی سر و نوع پوشش لباس آن پسر بود . آن پسر هفته ای چندبار به سلمانی رفته و در هرجلسه نزدیک به 4000هزار تومان هزینه آرایش  پرداخت می کند.وجالب این که مبلغ را به صورت  بدهی و قسط قسط می پرداخت . من در اینجا قصد دخالت در کار کسی را ندارم اما برایم ناراحت کننده بود وقتی از وضعیت مالی پدر این جوان با خبر شدم . پدر این جوان شاید به نان شب هم محتاج باشد و پسرش در کمال آرامش برای آرایش موی سرش دست به چنین کاری می زند. براستی هدف این پسر از این کارو آرایش مدوام و بدهکار کردن خود چیست ؟ آیا توجه به ظاهراین قدرارزشمند است که باید دست به چنین کاری زد ؟ آیا این ظاهر مورد قبول جامعه است ؟ من هر چه گشتم به یک نتیجه رسیدم و آن گرایش به جنس مخالف است .که این گرایش چیزی ذاتی است اما نحوه گرایش و ابراز وجود کردن برای من سوال است.

ابراز وجود به چه قیمتی ؟ و به چه روشی ؟

من سوالی دارم که شاید جوابش را شما بدانید آیا دختری اگر وضعیت این پسر را بداند حاضر به همراهی با آن پسر می شود ؟ به نظر من که خیر ولی شاید دخترانی از جنس این پسر در جامعه باشند که باعث تحریک این جوان می شوند . جوانی که برای قرار دادن خود در دل جنس مخالفش حاضر به بدهکار کردن خود و حتی دست به کارهای مخاطره انگیزتری برای جلب توجه می زند ...

شاید به عقیده بعضی ها این رفتار مقبول باشد و آنان بگویند انسان آزاد است و باید هر کاری که بخواهد انجام دهد . سوال من از طرفداران این عقیده این است اگر شما پدر هستید حاضرید دخترتان را به چنین پسری با این خصوصیات برای ازدواج بدهید ؟ آری یا نه ؟ واگر شما برادرید حاضرید خواهرشما زن چنین جوانی با این خصوصیات باشد ؟من قصد برجسته نمایی این کار را ندارم اما این کارها می تواند پایگذار انحرافات و بزهکاری های بسیاری در جامعه شود.

در اینجا می خواهم بگویم  محرک و عامل تحریک به یک اندازه مقصرند اگر قرار بر تقصیر باشد. پسری با پدری زحمتکش و کارگر و کم درآمد دست به رفتاری می زند که مورد قبول قشر عظیمی از جامعه نیست ولی از سوی چشمان دختری تحریک شده و دست به این کار می زند و هر چه پیش می رود دست به کارهای پر خطر و مضر تر می زند مانند سیگار کشیدن که شاید از تحریک یک جمله مانند به تیپت میاد و سیگار مال مردهاست شروع شود و این باعث گرایش به اعتیاد و بزهکاری های دیگر در جامعه شود. پس یادمان نرود از یک وضعیت ظاهری نامناسب می شود به جاهای باریکی رسید و نباید غافل شویم دختری با رفتاری هرز و تحریک کننده می تواند به چه اندازه باعث به وجود آمدن نا خود آگاه و شاید خودآگاه از مشکلات و معضلات و بزهکاری در جامعه شود و نوجوان و جوان در شرایطی که آماده پرورش و تربیت و سازندگی است به بی راه کشیده شود واین بسی جای تاسف دارد که در مقابل آن سکوت شود و قشرهای آگاه جامعه از این کار غافل شوند .  ناگفته نماند امثال چنین پسرها ود خترهایی به وفور در جامعه کوچک شهر ما قابل مشاهده است که از وضعیت شخصیتی و قیافه ای خود ناراضی هستند و دست به کارهایی عجیب و غریب تر از آن می زنند . و مشاهده می شود در قشر مرفه جامعه  عمل ها وجراحی های  پر خطر  زیبایی  یک مد است  ولی تفاوت آن با قشر فقیر جامعه در این است که قشر مرفه از عهده ریخت و پاش و خرج این قبیل کارها بر می آیند اما قشر فقیر نه .  امید است با اقدامات مناسب فرهنگی و اجتماعی نگذاریم نوجوان و جوان جامعه ما در چاه های عمیق تهاجم فرهنگی سقوط کنند زیرا این سقوط دامن گیر جامعه هم خواهد شد و آن وقت آیا دیر نیست ؟ امروز مشاهده می شود موجی از تهاجم های فرهنگی به سوی جامعه ما در حرکت است و گهگاهی هم به مقصدرسیده است و ضربات سنگینی بر پیکر جامعه ما زده است . وما نباید در مقابل این حملات بی تفاوت باشیم چون بنیاد جامعه ما را نابود خواهد کرد.